بی گناه چرا؟!!!

*****************

در خانه‌های ایمان، ایمان ز ما ربودند

با نام مهرورزی، مهر از دلان زدودند

آن طوق حرمتی که بر نام آریا بود

این سگ‌دلان به دندان، از نام ما گشودند

بر گُل نشسته کرکس، سگ های هار و کفتار

دنیا گری گرفته از آن‌چه که سرودند

سگ را چو سیر کردی، رسم وفا بیارد

این ننگِ نام  سگ‌ها، حتی همان نبودند

بی‌شک دلیل دارد، این جامه‌گانِ مردار

چون‌که دم سگی را در جامه گم نمودند

سگ دامنی چو گیرد، از روی پاسبانیست

اما سگان ایران، در جستجوی سودند

این بوی گند کافور، این روزگار ناجور

از آسیاب سگ‌هاست، کز جان ما بسودند

در بین دوزخی‌ها، بد چهره‌تر ز سگ‌ها

بر سردر جهنم، خوش آمد و درودند

آنان که بت پرستند، از چوب و گل بترسند

شاید که این یزیدان، پس‌ماندة ثمودند

شاید ز خون فرعون، یا بخت‌النصر و نمرود

یا نطفة حرامی، از مَردَکی یهودند

از خون هرکه هستند، از بوی سکه مستند

با نام‌های منفور، همزاد یک وجودند

این پارسه بگفته‌ست آنچه به دوش او بود

ک‌اینان قصیدة مرگ در نامة رکودند

/ 0 نظر / 63 بازدید